تبليغاتX
الهی! گاهی، نگاهی




















الهی! گاهی، نگاهی

...زندگی بازی خدا و یک عروسک گلی است

نگفتمت: «مرو آنجا که آشنات منم؟!
در این سراب فنا چشمه ي حیات منم؟

وگر به خشم روي صد هزار سال ز من

به عاقبت به من آيي كه منتهات منم»
نگفتمت که: «به نقش جهان مشو راضی
که نقش بند سراپرده ی رضات منم؟»
نگفتمت كه: «منم بحر و تو يكي ماهي

مرو به خشك كه درياي باصفات منم؟»

نگفتمت که: «چو مرغان به سوی دام مرو
بیا که قوت پرواز و پر و پات منم؟»
نگفتمت که: «تو را ره زنند و سرد کنند
که آتش و تپش و گرمی هوات منم؟»
نگفتمت که صفت های زشت در تو نهند
که گم کنی که سر چشمه صفات منم؟»
نگفتمت كه: «مگو كار بنده از چه جهت

نظام گيرد؟» خلاق بي جهات منم

اگر چراغ دلی، دان که راه خانه کجاست
وگر خدا صفتی، دان که کدخدات منم

نوشته شده در یکشنبه دوازدهم مهر 1388ساعت 16:50 توسط بنفشه| |


Design By : Night Skin