الهی! گاهی، نگاهی
...زندگی بازی خدا و یک عروسک گلی است
رمضان که می شود صدایت را بلند می کنی؛ بلند و بلندتر. من بیشتر و بیشتر پشت پرده پنهان می شوم. تو هر رمضان قفسم را می گذاری در بهشت تا هوس کنم، ولی من... چرا رهایم نمی کنی؟... من هیچ مولای کریمی را بر بنده زشتکارش صبورتر از تو بر خودم ندیده ام! هر روز برایت رویایی باشد در دست نه دور دست عشقی باشد در دل نه در سر و دلیلی باشد برای زندگی نه روزمرگی باران باش و ببار نپرس پياله های خالی از آن کيست؟ 



| Design By : Night Skin |


