تبليغاتX
الهی! گاهی، نگاهی




















الهی! گاهی، نگاهی

...زندگی بازی خدا و یک عروسک گلی است

 

 

 

 

 

چقدر گفتم حالش بده مي خوام برم ببينمش

چقدر گفتم تا دير نشده بذاريد برم

چقدر گفتم ميره و ديدنش مي شه جز آرزوهاي محال

چقدر گفتم خواب رفتنش رو ديدم

چقدر گفتم...

ديديد رفت و من حتي واسه خاك سپاريش نتونستم بیام!

نوشته شده در دوشنبه سی و یکم فروردین 1388ساعت 9:55 توسط بنفشه| |

اين بار داره مي شه نه؟

بعد از 69 بار تلاش و شكست بالاخره شد

ممنون خدا

ممنون كه نذاشتي ناميد شم

ممنون كه حواست بهم بود

مرسي بابت پس گردني به موقعت

نوشته شده در یکشنبه سی ام فروردین 1388ساعت 10:42 توسط بنفشه| |

اگر باز از دست من دلخوري

بيا اين ببخشيد هم مال تو

ترو صبر كن، يك كمي صبر كن

بيا اصلاً اين دل

دلم مال تو

نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388ساعت 15:23 توسط بنفشه| |

آخرش مي خوايم به كجا برسيم؟

دويدن تا كجا؟

خدايا هستي هنوز؟

من چي؟ من هستم هنوز؟

نوشته شده در دوشنبه هفدهم فروردین 1388ساعت 11:1 توسط بنفشه| |

اي داد و بيداد

يادم رفت سبزه گره بزنم!

 

اين من نيستما

نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم فروردین 1388ساعت 11:48 توسط بنفشه| |


Design By : Night Skin