| 
يه زماني ادعا مي كردم تو رو دوست دارم
عاشقتم
و يه عاشق هيچ وقت به معشوق نمي گه
چرا اين كار رو ازم مي خواي!
مدعي بودم كه بي چون و چرا بنده توام
يه زماني ادعا مي كردم ديونه ات شدم
مي گفتم با دل و منطقم به سوي تو روانم
اما يهو...
خدا يهو كم آوردم
يهو زمين خوردم
يهو ديگه اوني نبودم كه قبلا بودم و ادعاشو داشتم
اما خدايا من با تمام قصور و كم كاري هام هنوز عاشقتم
هنوز بنده تو هستم
يه بنده رو سياه
يه بنده شرمنده
يه بنده كه ديگه روش نمي شه سر نماز سرش رو بالا بگيره و بگه
اشهد ان لا اله الا لله ...
ديگه شرمش مي شه بگه
قل اعوذ برب الناس
خدايا ازم رو برنگردون
دستم رو ول نكن
من تو اين دنيا گم مي شم
غرق مي شم
خدايا من رو تنها آفريدي و گفتي من واسه تو بسم
خدا تنهام نذاريا
مي ترسم...
+ نوشته شده در دوشنبه پنجم اسفند 1387ساعت 17:34 توسط بنفشه
|
|