| عده اي سوخته و باخته اينجا جمعند
گرد هم مي آيند
كه به اقبال بلند خورشيد
تن رنجور و ستمديده خود را برهانند ز بند
تا در اين كوثر عشق
روح زنگار زده پاك شود
و خدا مي شوند
مي بيند
و خدا مسرور است
كه در آنجا گلها طعنه بر باغچه پر گل بستان زده اند
و دست در دست هم و با دعايي زيبا
وصل او مي طلبند
آرامش مي خواهند
عشق در سادگي معبد ما مي چرخد

چلچراغ اينجا قطرات اشك است
كه به احسان و صفا گاهگاهي به دل كعبه ما مي ريزد
زائران اينجا پاكتر از گل ياس
غسل در خون جگر كرده و با عشق به دعا آمده اند
معبد ما زيباست
گر چه اينجا درد است
دردهايش زيباست
+ نوشته شده در دوشنبه ششم آبان 1387ساعت 10:53 توسط بنفشه
|
|