تبليغاتX
الهی! گاهی، نگاهی




















الهی! گاهی، نگاهی

...زندگی بازی خدا و یک عروسک گلی است

دیشب لب رود شیطان زمزمه داشت
 شب بود و چراغک بود
شیطان تنها تک بود
 باد آمده بود باران زدهبود شب تر گلهای پرپر
 بویی نه براه
ناگاه
 ایینه رود نقش غمی بنمود شیطان لب آب
 خک سیا در خواب
 زمزمه ای می مرد بادی می رفت رازی می برد

(سهراب سپهری)

نوشته شده در چهارشنبه دوم آبان 1386ساعت 9:31 توسط بنفشه| |


Design By : Night Skin